تبليغاتX
مرد تنها

مرد تنها

همه شب در این امیدم که گداز نامیرا * به پیام آتش افروز بنوازد آشنا را

سیره

آخرین باری که آپ کردمش ۶ام مهره..یعنی ۹ ماه.

این ۹ ماه خیلی بهم سخت گذشت.

برادرم رو از دست دادم،یه سری مشکلات خانوادگی واسم پیش اومد،یه جورایی عاشق شدم(؟؟)

خلاصه خداوند یه حال اساسی بهم داد.

اما خدارو شکر رو به بهبوده وضع.شغل خوبی الان دارم،ماشین ام بالاخره رسید دستم

آره،راضی ام.

این وبلاگ رو میخوام دوباره منظم آپش کنم.

دل نوشته های خودم،ترجمه آهنگهای راک و متال و نقد اونها.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 12:26  توسط علی هارپاک  | 

گربه

یادمه اول دبیرستان بودم یه معلم ادبیات داشتم که خودش شعر میگفت.

یکی از اشعارش رو یادم میاد اما نمیدونم درسته یا نه

شعره این بود:

مهرگان خنده زد از مردن شهریور من   ***   باد پاییز بجنبید و بجنبد سر من

برگ ریز آمد و در برگ خزانی دیدم       ***   که یکی برگ دگر کنده شد از دفتر من

 

۲ روز از شروع کلاس ها میگذره ۳ بار حراست بهم گیر داده و یه بارم کارم به رییس دانشگاه کشید

خدا آخر عاقبت همه شوریده های مدرن رو به خیر بگذرونه.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مهر 1389ساعت 16:30  توسط علی هارپاک  | 

sound of silence

زندگی واقعا خیلی عجیب و پیچیده ست . من تازه متوجه این شدم.گاهی اوقات یه چیزایی واسه آدم پیش میاد فراتر از ذهن .شرایط فعلی من هم همین جوریه .واسه همینه یه چند وقتی این وبلاگ نامنظم آپ میشه.

                                                                 ***

در نگاه اول این وبلاگ به نظر احمقانه میاد و با خودتون میگین عجب احمق و روانی ای این مزخرفات رو مینویسه،میتونم بهتون حق بدم . ولی خواهشاً یه ذره تامل کنید رو مفاهیم .بی دلیل نیست اینا .

                                                                 ***

منشور کوروش رو هم بالاخره آوردن-دستشون درد نکنه-اما فقط چهار ماه.چیزی که مال خودمونه.من سر این قضیه خیلی ناراحت بودم و اعصاب در آستانه نابودی بود تا اینکه قضیه محمود و چفیه رو شنیدم ،بعد آرزو کردم این انگلیسی ها سریع بیان این منشور رو که یاد آور تاریخ ماست رو وردارن ببرن دیگه هم نیارن.

                                                                 ***

این وسط زد و کنکور آزاد قبول شدم .روانشناسی(!).

                                                                

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389ساعت 4:20  توسط علی هارپاک  | 

Highway to Hell

ماه غم ، ماه صیام
ماه قدر شب قدر
ماه تحریم طعام
ماه مرگ مردم
ماه رسانه ملی
ماه سیگار در خفا
ماه شیطان در سجن
ماه ماه مرد عرب
ماه غیبت بعد اذان
ماه افطار ، بخور بخور
آری ، رمضان نزدیک است ...
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مرداد 1389ساعت 20:27  توسط علی هارپاک  | 

homosexuality

خمیازه ی مرد عرب
شاپرک درگیر با شاخ طرب
چشمان خیس و غمگسار
بوسه بر لب های یار
لحظه ی تحویل سال
مرد رند ، نیکو خصال
یاد لمس دست او
چشمان ماه و مست او
عشقش گریبانش گرفت
مشقْ دفترش آتش گرفت
عرب مجرم شناختش ولی
گناهش را شمردند، شد تلی
سرونازان ،عطر گلهای  بهار
پایان نیک قصه ها ،پرواز روح،چوبه دار
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مرداد 1389ساعت 18:58  توسط علی هارپاک  | 

state of shock

"billie jean is not my lover"....این جمله رو صد ها بار شنیدم...این آهنگ زندگی منه ..خوانندش الگوی منه ..  با اینکه اصلا زیاد تو فاز پاپ نیستم ..ولی این خواننده یه چی دیگه ست .
از دستش دادیم پارسال ..امروز ام سالگردشه ...دلم براش خیلی تنگ شده
برای رقص پاش  برای  "moon walk" اش برای اینکه مهربون بود برای اینکه کارتون دوست داشت برای همه چیزش ...
برای اینکه انسان بود
در اوج محبوبیت و شهرت تنها بود ...
همیشه عاشق بود
همیشه قلبش برای بچه ها می تپید..به خاطر همین کلی سختی کشید
واقعا برای خودم متاسفم که تو زندگیم ندیدمش
تا عمر دارم از یاد نمیبرمت..تا ابد دوستت خواهم داشت..تا لحظه آخر ..تا لمس دستان ملک الموت
پادشاه غمگین سرزمین عشق
براستی چه زود گذشت ..
مایکل جوزف جکسون
(۱۹۵۸-۲۰۰۹)
+ نوشته شده در  جمعه چهارم تیر 1389ساعت 18:55  توسط علی هارپاک  | 

desire

 نیمه شب
ماه تمام
بوسه ای داغ از زنی همجنس گرا
نیمه راه
حس عطش
طلب آب از زنی همجنس گرا
نیمه لخت
بوی عرق
خواب در آغوش زنی همجنس گرا
نیمه عمر
شور هوس
عشق در چشم زنی همجنس گرا
نیمه جان
عشق مذاب
لمس اندام زنی همجنس گرا 
نیمه خواب 
وقت سحر 
مرگ همراه زنی همجنس گرا  
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 21:47  توسط علی هارپاک  | 

yoko ono

 ترانه "woman" از "john lennon" . این ترانه نمونه بارز عشق پاک و راسته .این آهنگ بسیار زیباست .این آهنگ رو تقدیم میکنم به تمام زنان و دختران اصیل ایرانی . روز زن و مادر رو به همشون تبریک میگم .این آهنگ رو هم به این مناسبت ترجمه کردم .ممنون میشم اگه ایرادی داره ترجمه ها بهم گوش زد کنین

(For the other half of the sky)
برای نیمه دیگر آسمان 
Woman I can hardly express

بانو به سختی میتوانم بیان کنم 
My mixed emotions at my thoughtlessness

احساسات آمیخته در بی فکری ام را  
After all I'm forever in your debt

با این همه همیشه به تو بدهکار و مدیون هستم
And woman I will try to express

و بانو من تلاش خواهم کرد تا ابراز کنم
My inner feelings and thankfulness

احساسات درونی و مراتب سپاسگذاری ام را
For showing me the meaning of success
برای نشان دادن معنای واقعی موفقیت و نیک بختی به من
Ooh, well, well
Doo, doo, doo, doo, doo
Ooh, well, well
Doo, doo, doo, doo, doo

Woman I know you understand

بانو میدانم که متوجه میشوی
The little child inside of the man

کودک کوچک کنار مرد (من) را [کودک درون]
Please remember my life is in your hands

لطفا به یاد بیاور که زندگیم در دستان توست
And woman hold me close to your heart

و بانو من را نزدیک قلب خود نگاه دار
However distant don't keep us apart

با اینکه فاصله بین ما نمیتواند جدایی و دوری بیاندازد
After all it is written in the stars
 با این وجود و مهمتر از همه این بروی ستارگان حک شده است
Ooh, well, well
Doo, doo, doo, doo, doo
Ooh, well, well
Doo, doo, doo, doo, doo
Well
Woman please let me explain

بانو اجازه بده شرح دهم
I never meant to cause you sorrow or pain

هرگز نخواسته ام باعث غم و درد تو باشم
So let me tell you again and again and again
پس اجازه بده بگویم دوباره و دوباره و دوباره که
I love you, yeah, yeah

دوستت دارم ،آره .. آره .
Now and forever

حالا و برای همیشه
I love you, yeah, yeah
Now and forever
I love you, yeah, yeah
Now and forever
I love you, yeah, yeah

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389ساعت 23:31  توسط علی هارپاک  | 

Don Henley

آهنگ فوق العاده زیبای "Hotel Callifornia" از گروه "eagles" .واقعا هیچ چیز نمیشه در مورد این آهنگ گفت .فقط میشه تحسینش کرد .اگه تا بحال این آهنگ رو نشنیدین (که اگه نشنیده باشین نصفه عمرتون بر فنا هست ) به تقاضای من گوش کنین و برین گوش بسپارین به این ترانه محشر .
از این به باد کم ترجمه  آهنگ میزارم چون از این به بعد تصمیم گرفتم خودم ترانه هارو ترجمه کنم .این ترانه رو "خودم" ترجمه کردم .اگه نقصی داشت ممنون میشم که بهم تذکر بدید .

On a dark desert highway, cool wind in my hair
Warm smell of colitas, rising up through the air
Up ahead in the distance, I saw a shimmering light
My head grew heavy and my sight grew dim
I had to stop for the night
There she stood in the doorway;
I heard the mission bell
And I was thinking to myself,
'This could be Heaven or this could be Hell'
Then she lit up a candle and she showed me the way
There were voices down the corridor,
I thought I heard them say...

Welcome to the Hotel California
Such a lovely place
Such a lovely face
Plenty of room at the Hotel California
Any time of year, you can find it here

Her mind is Tiffany-twisted, she got the Mercedes-Benz
She got a lot of pretty, pretty boys, that she calls friends
How they dance in the courtyard, sweet summer sweat.
Some dance to remember, some dance to forget

So I called up the Captain,
'Please bring me my wine'
He said, 'We haven't had that spirit here since nineteen sixty nine'
And still those voices are calling from far away,
Wake you up in the middle of the night
Just to hear them say...

Welcome to the Hotel California
Such a lovely place
Such a lovely face
They livin' it up at the Hotel California
What a nice surprise, bring your alibis

Mirrors on the ceiling,
The pink champagne on ice
And she said 'We are all just prisoners here, of our own device'
And in the master's chambers,
They gathered for the feast
They stab it with their steely knives,
But they just can't kill the beast

Last thing I remember, I was
Running for the door
I had to find the passage back
To the place I was before
'Relax,' said the night man,
We are programmed to receive.
You can checkout any time you like,
but you can never leave!

 

در بزرگ راهی بیابانی و تاریک ، باد سردی بر مو هایم میوزد 

عطر گرم گیاه کولیتاس (نوعی مخدر) ، از طریق هوا برخاسته 

در فاصله پیش رو ، نور چراغی لرزان و سوسوگر را دیدم 

سرم سنگین شد و چشمانم تیره و تار گشت 

مجبور بودم برای شب توقف کنم 

زنی جلوی درب ورودی ایستاده بود

صدای زنگ هتل را شنیدم 

و با خود اندیشیدم

این میتواند بهشت باشد یا میتواند جهنم باشد

سپس او(زن) ‎شمعی روشن کرد و راه را به من نشان داد 

صدا هایی از پایین راهرو شنیده میشد 

فکر کنم شنیدم که میگفتند 

به هتل کالیفرنیا خوش آمدی 

چه مکان دوست داشتنی ای 

چه چهره و نمای دل پسندی 

اتاق های زیادی در هتل کالیفرنیا (موجود هست)

در هر موقع از سال در اینجا (اتاق)میتوانی پیدا کنی .

ذهن او مانند دستمال(توری) نازک و پیچ خورده ای است ،او صاحب این مرسدس بنز هست

او پسران زیبایی را در اختیار گرفته (از آن خود کرده )که دوست صدایشان میزند 

(چه زیبا) می رقصند در حیاط رقص ،در تابستان گرم و شیرین

بعضی میرقصند تا به یاد داشته باشند ،بعضی میرقصند تا فراموش کنند

پس (بدین سان) پیش خدمت را صدا زدم

(به او گفتم) : لطفآ برایم شراب بیاور

او گفت که از سال ۱۹۶۹ اینجا مشروب نداشته ایم (سرو نکرده ایم)

و هم چنان از صداها از دور میخواندند

در نیمه های شب بیدارت میکنند

فقط برای اینکه بشنوی که میگویند

به هتل کالیفرنیا خوش آمدی

چه مکان دل انگیزی

چه چهره دل نوازی

به خوبی و خوشی در هتل کالیفرنیا زندگی میکنند

بهانه (نیامدن) و غیبت تو چه شگفتی جالبی را پدید میاورد

آینه ها روی سقف (دیده میشوند)

شامپاین عالی در (ظرف) یخ

و زن گفت که همه ما با میل خویش در اینجا زندانی هستیم

و در اتاق (های) رییس  هتل

برای جشن دور هم جمع شده بودند

آنها با چاقو های فلزی خود به او ضربه میزدند

اما نمیتوانستند آن حیوان (رییس هتل ) را بکشند

آخرین چیزی که به یاد میاورم (این است) ،من بودم [ادامه در مصراع بعد]

در حال دویدن به سوی درب اصلی [بودم]

دنبال راه برگشت میگشتم 

به جایی که قبلا بودم 

(ناگهان)مسوول شب گفت : آرام باش 

تو میتوانی هر موقع که میخواهی تسویه حساب کنی

اما هرگز نمیتوانی اینجا را ترک کنی . 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم خرداد 1389ساعت 20:51  توسط علی هارپاک  | 

Me and My Monkey

نمیدونم اینو گفتم  یا نه ..تو یه فیلمی یه  دیالوگ  شنیدم که هنوز تو ذهنم هست."زندگی اون چیزی نیست که در ظاهر میبینی ..زندگی از جنس رویاست ، پس رویا های خوب و شیرین ببین .حکایت ما هم همینه ..واسه چیزی که رویاست نباید غصه خورد .و اگه فیلم آتش بس رو دیده باشین (از تمام این فیلم از موضوع گرفته تا تمام عوامل خوشم نمیاد به نظرم جلف و مسخره اومد این فیلم ) فهمیدین که انسان یه کودک درون داره ..ولی به نظر من این کودک درون یه میمونه .. که انسان باید این میمون رو تربیت کنه که انسان بشه ... این میمون همیشه با انسانه.به قول "رابی ویلیامز":"me and my monkey like butch and the sundance kid trying to understand why he did what he did " حقیقت همینه ..نباید خودمون رو گول بزنیم.به جای اینکه دَم از دین بزنیم اونم در حد تیم ملی یوگوسلاوی سابق (؟!) باید خودمون رو اصلاح کنیم .. .راستی امروز تولدمه .روزی که من و میمونم به دنیا پا گذاشتیم . ۲۰ سال .زمان زیادی نه؟؟

+ نوشته شده در  شنبه هشتم خرداد 1389ساعت 15:53  توسط علی هارپاک  | 

212 MEN

ای هم قطار لذت ببر از عمر کوتاه خویش.
 رها کن تنت را از تمام وابستگی ها .
خنده بزن بر تمام مصائب این روزگار .
و این نیز بگذرد .
خبری آمده است . 
صبح زیبای امید در راه است .
سفری خواهد شد 
گفته بودم این را .
قصه هفت دریا .
آینده آیندست ...
دیر یا زود میاید 
بوسه ای زن اکنون بر لب سرخ یار ..
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 13:24  توسط علی هارپاک  | 

Oxford PHRASAL VERBS

زندگی واقعا یعنی چی؟ساعت ها پشته سر هم میان و میرن.که چی؟؟؟ هرروز صبح خورشید طلوع میکنه همون روز هم غروب. شاید به نظر خنده در بیاد ، اما وقتی که خورشید میدونه که میخواد غروب کنه چرا طلوع میکنه؟؟قصه ما هم همینه با کمی تفاوت . وقتی ما میدونیم یه روز میمیریم پس چرا این قدر خودمون رو میکشیم تا زندگی کنیم ، چقدر تلاش میکنیم خودمون رو به اون بالا بالا ها برسونیم ، چقدر واسه رسیدن به اهدافمون زیر آب دیگران رو میزنیم . بس نیست؟؟حق مردم رو خوردن ؟؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389ساعت 7:4  توسط علی هارپاک  | 

Heaven and Hell

۲ روز گذشته تازه فهمیدم که "Ronnie James Dio" که در سوپر باند های زیادی مثل "Black sabbath "،"rainbow"و"elf" بوده بر اثر سرطان معده ۱6 مه درگذشته . خدا بیامرزتش ،۶۷ سالش بود .گاهی اوقات آدم واسه کسایی که نمیشناسه خیلی ناراحت میشه و با خودش میگه این همه آدم چرا این؟؟این همه آدم تو جهان دارن مردم رو آزار میدن چرا اونا نمیمیرن؟؟؟؟ 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 2:51  توسط علی هارپاک  | 

keith richards

آهنگ فوق العاده  زیبا و شنیدنی "  angie " از گروه افسانه ای " rolling stones "که در آلبوم "  Goats Head Soup" به بازار عرضه شده . این ترانه واقعا تکه ..متن و ترجمه رو از http://alimali.blogspot.com  ورداشتم .   

Angie
Angie, Angie, when will those clouds all disappear?
Angie, Angie, where will it lead us from here?
With no loving in our souls and no money in our coats
You can't say we're satisfied
But Angie, Angie, you can't say we never tried
Angie, you're beautiful, but ain't it time we said good-bye?
Angie, I still love you, remember all those nights we cried?
All the dreams we held so close seemed to all go up in smoke
Let me whisper in your ear:
Angie, Angie, where will it lead us from here?

Oh, Angie, don't you weep, all your kisses still taste sweet
I hate that sadness in your eyes
But Angie, Angie, ain't it time we said good-bye?
With no loving in our souls and no money in our coats
You can't say we're satisfied
But Angie, I still love you, baby
Ev'rywhere I look I see your eyes
There ain't a woman that comes close to you
Come on Baby, dry your eyes
But Angie, Angie, ain't it good to be alive?
Angie, Angie, they can't say we never tried
 

 

انجی
انجی ، انجی، کی این ابرها کنار می‌رند؟
بدون عشقی در قلبمون و بدون پولی در جیبمون
انجی، انجی تا کجا می‌تونیم بریم؟
نمی‌تونی بگی که خوشنود بودیم
امّا انجی، انجی نمی‌تونی بگی که تلاشی نکردیم
انجی، تو زیبایی، امّا وقتش نرسیده که خداحافظی کنیم؟
انجی،‌ هنوز دوستت دارم،‌ یادت می‌آد‌ شب‌هایی رو که با هم گریه کرده‌ا‌یم؟ 
رویاهایی که ما رو پیش هم نگه‌می‌داشتن، دود شد و رفت هوا
بزار تو گوش‌ت زمزمه کنم
انجی، انجی تا کجا می‌تونیم بریم؟

انجی، اشک نزیر، همه بوسه‌هات هنوز شیرین‌اند.
از اون غم تو چشم‌هات متنفرم.
امّا وقتش نرسیده که خداحافظی کنیم؟
بدون عشقی در قلبمون و بدون پولی در جیبمون
نمی‌تونی بگی که خوشنود بودیم.
امّا انجی، هنوز دوستت دارم،‌ دلبندم.
به هر طرف که نگاه می‌کنم چشم‌هات رو می‌بینم.
هیچ زنی نمی‌تونه جای تو رو بگیره.
بجنب عزیزم، چشم‌هات رو خشک کن.
انجی، زنده‌بودن خوب نیست؟
انجی، انجی، اون‌ها نمی‌تونن بگن که ما تلاشی نکردیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 8:32  توسط علی هارپاک  | 

عشق

کاش می شد عشق را تنها گذاشت

کاش می شد لحظه لحظه عشق کاشت

عشق تنها مرهم صد غصه است

مرهم این های و هویِ  قصه است

عشق،دردا در وجود ما کم است

ترس،امروز به جان آدم است

منقبض ما گشته ایم از زهر ترس

پا شو،پا شو، عاشق از چیزی نترس

عشق را در خود،بباید کشف کرد

عالم کبری،به دنبالی مگرد

زندگی بی عشق جان فرسودن است

لحظه هایش،ضجه های گور کن است

پس چرا در خانه ماندی بی خبر

تلخ کردی زندگی را بی شکر

شربت عشق را بنوش و تازه شو

عاشقی کن،غمزه غمازه شو

 

23/11/86 رامین فریور(گناباد)
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 6:49  توسط علی هارپاک  | 

ستاره

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

دلم برای دیدنش دچار آن حس شد

حسم دروغ نگفت به من ز روی ماه تو

حسم که می گفت عاشقم ،عاشق دیدگان تو

ستاره ام که می رود،ستاره می بینم

به عشق دیدن رخش،رخی نمی بینم

ای آشنا همیشگی برای دیدگان من

پر از ستاره می شود تیرگی شبان من

تو نور صبح روشنی،ستاره امید

که از حضور روشنت،شب سایه ها رمید

ستاره ام، تو کوکبی،کوکب غم گسار من

دلم گرفتار تو است. ندیده ای فغان من

عزیز خوب خانگی برای من تو همدمی

گوهر پاک پیکری،حوای عشق آدمی

شعرم، تمام عشق من،نشانه است برای تو

مرا ببوس،دستم بگیر که ما شود این من و تو

رامین فریور 88

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 6:37  توسط علی هارپاک  | 

toni iommi

آهنگ سنگین و مفهومی " N.I.B " از گروه افسانه ای " black sabbath " راکر ها و متال بازها با این آهنگ 100% حد اقل به پرواز در اومدن.ترجمه از خودمه .اگه مشکل داشت خوشحال میشم ایرادم رو بفهمم.به زودی یه موشکافی رو این آهنگ انجام میدم.

Oh yeah!

Some people say my love cannot be true
please believe me, my love, and I'll show you
I will give you those things you thought unreal
the sun the moon the star all bear my seal

Oh yeah!

Follow me now and you will not regret
Leaving the life you led before we met
You are the first to have this love of mine
Forever with me 'till the end of time

Your love for me has just got to be real
Before you know the way I'm going to feel
I'm going to feel
I'm going to feel

Oh yeah!

Now I have you with me, under my power
Our love grows stronger now with every hour
Look into my eyes, you will see who I am
My name is Lucifer, please take my hand

Oh yeah!

Follow me now and you will not regret
Leaving the life you led before we met
You are the first to have this love of mine
Forever with me 'till the end of time

Your love for me has just got to be real
Before you know the way I'm going to feel
I'm going to feel
I'm going to feel

Oh yeah!

Now I have you with me, under my power
Our love grows stronger now with every hour
Look into my eyes, you will see who I am
My name is Lucifer, please take my hand

 

بعضی از مردم میگویند عشق من نمیتواند راست (درست) باشد

لطفا باورم کن عشق من و من به تو نشان خواهم داد (عشقم را )

من به تو چیزهایی خواهم داد که گمان میکردی غیر واقعی اند 

خورشید ماه ستارگان از من تبعیت میکنند (در اختیارم هستند)

آه اره !!

دنباله من بیا و از من تبعیت کن بدان پشیمان نخواهی شد 

زندگی کنونی ات را رها کن ،تو راهنمایی شدی قبل از آنکه همدیگر را ملاقات کنیم

تو اولین کسی هستی که عشق مرا در میابی

همیشه با من باش تا پایان زمان (تا ابدیت)

عشق تو برای من دارد رنگ واقعیت میگیرد

قبل از آن که تو راه را بیابی من حسش میکنم

من حسش میکنم

من حسش میکنم

حالا من تو رو همراه خود دارم ،تحت قدرت و نفوذ خود

عشق میان ما با سپری شدن ساعت ها (زمان) قوی تر میشود

در چشمانم بنگر خواهی فهمید که هستم

اسم من شیطان است ،لطفآ دستم را بگیر .

دنباله من بیا و از من تبعیت کن ،بدان پشیمان نخواهی شد 

زندگی کنونی ات را رها کن، تو راهنمایی شدی قبل از آنکه همدیگر را ملاقات کنیم

تو اولین کسی هستی که عشق مرا در میابی

همیشه با من باش تا پایان زمان (تا ابدیت)

عشق تو برای من دارد رنگ واقعیت میگیرد

قبل از آن که  تو راه را بیابی، من حسش میکنم

من حسش میکنم

من حسش میکنم

حالا من تو رو همراه خود دارم تحت قدرت و نفوذ خود

عشق میان ما با سپری شدن ساعت ها (زمان) قوی تر میشود

در چشمانم بنگر خواهی فهمید که هستم

اسم من شیطان است لطفآ دستم را بگیر .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 2:22  توسط علی هارپاک  | 

امید

آیا من یک مسلمانم ؟؟نماز و روزه ام کو؟؟ سجاده ام کجاست؟؟انگشتر نگین شرف شمس ام چه؟؟ چرا چهره ام نورانی نیست ؟؟ محاسن ام کجایند؟مسلمانیم چه شد؟؟در اول جوانی بدرود گفتمش .کافر شده ام . شیطان یار غار روزهای خوارج وار ام است .همه دانند جزای مرتدآن اعدام است .همسایه ام سخت نکوهش میکند .یک نفر نیست که بگوید به چه علت مرتدی ؟؟به چه علت معشوق شیطان شده ای ؟؟ گرم جویای برهانم شوند .یک کلام گویم شما .شما ای مردم .شما ای مسلمین مردار خوار.گر شما مسافر فردوس برین اید به گمانم آتش مأوای صفاست . میروم سمت سرای سور و صفا .بدرود ای مردم دیار دشنام و دروغ . 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 6:20  توسط علی هارپاک  | 

bob marley

 امروز سالروز درگذشت " bob marley " خواننده جامائیکایی سبک "reggae" (خیلیا تو ایران فکر میکنن باب مارلی " رپ " میخونده ، حتی یه نفر رو دیدم که فکر میکرد توپاک شکور همون باب مارلیه) که در سن ۳۶ سالگی تقریبا ۲۹ سال پیش همچین روزی بر اثر سرطان پوست درگذشت .
 
                                                                                                             یادش آمرزش بخش
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 3:56  توسط علی هارپاک  | 

tear it up

آهنگ خیلی زیبا و شنیدنی "radio gaga" از گروه"Queen" این آهنگ یه چیز دیگه ست ..متن و ترجمه رو از وبلاگ http://frediogaga.persianblog.ir/page/rgg ورداشتم ..
میگن"lady gaga" اسمشو از رو این آهنگ برداشته ..اگه اشتباه نکنم این آهنگ سال ۱۹۸۴ در آلبوم" the works" به بازار عرضه شده.
 

(Radio)

رادیو

I'd sit alone and watch your light

تنها نشسته ام و به چراغت نگاه می کنم

My only friend through teenage nights

ای تنها دوست شب های دوران جوانی ام

And ev'rything I had to know

و هر چیزی که باید می دانسته ام

I heard it on my radio

آن را از رادیو ام شنیده ام

 

You gave them all those old time stars

تو به آنها در تمام آن دوران قدیم ستاره ها را دادی

Through wars of worlds - invaded by Mars

از میان جنگ دنیا ها و هجوم مریخی ها

You made 'em laugh - you made 'em cry

تو آنها را می خنداندی-آنها را به گریه وا می داشتی

You made us feel like we could fly

تو به ما این احساس را دادی که می توانیم پرواز کنیم

Radio

رادیو

 

So don't become some background noise

پس پارازیتی نشو

A backdrop for the girls and boys

یک پشتک و وارو برای دختران و پسرانی

Who just don't know or just don't care

که نه تو را می شناسند و نه اهمیتی برایت قایلند

And just complain when you're not there

و با این حال اگر نباشی اعتراض می کنند.

You had your time you had the power

درزمان خود قدر و منزلتی داشتی

You've yet to have your finest hour

و هنوز می توانی به ساعات خوش گذشته دست یابی

Radio

رادیو

 

All we hear is Radio ga ga

حال هر چیزی که می شنویم Radio Ga Ga است

Radio goo goo

Radio ga ga

All we hear is Radio ga ga

حال هر چیزی که می شنویم Radio Ga Ga است

Radio blah blah

Radio what's new?

رادیو تازه چه خبر؟

Radio someone still loves you

رادیو هنوز کسی دوستت دارد

 

We watch the shows - we watch the stars

ما نمایش ها را تماشا می کنیم-ما ستارگان را می بینیم

On videos for hours and hours

در ویدیو برای ساعت ها و ساعت ها

We hardly need to use our ears

کم پیش می آید که از گوش هایمان استفاده کنیم

How music changes through the years

چقدر موسیقی در طی سالیان تغییر کرد

 

Let's hope you never leave old friend

بیا آرزو کنیم که تو هرگز این دوست قدمی را ترک نمی کنی

Like all good things on you we depend

مانند تما می چیز های خوب ما به تو وابسته ایم

So stick around cos we might miss you

پس کوتاهی نکن چون ممکن است که دلمان برایت تنگ شود

When we grow tired of all this visual

زمانی که از این همه دیدنی خسته شدیم

You had your time you had the power

(دوباره)می توانی دوران و قدرتت را بدست بیاوری

You've yet to have your finest hour

تو می توانی هنوز ساعات خوشت را داشته باشی

Radio

رادیو

 

All we hear is Radio ga ga

همه آنچه که اکنون می شنویم Radio Ga Ga  است

Radio goo goo

Radio ga ga

All we hear is Radio ga ga

همه آنچه که اکنون می شنویم Radio Ga Ga  است

Radio goo goo

Radio ga ga

All we hear is Radio ga ga

Radio blah blah

Radio what's new?

رادیو تازه چه خبر؟

 

Someone still loves you

هنوز کسی دوستت دارد

Radio ga ga

Radio ga ga

Radio ga ga

Radio (Radio)

رادیو رادیو

You had your time you had the power

تو در دوران خودت قدر و منزلتی داشتی

You've yet to have your finest hour

هنوز می توانی ساعات خوشت را داشته باشی

Radio

رادیو

 


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 2:56  توسط علی هارپاک  | 

steven tyler

آهنگ راک فوق العاده گروه "aerosmith" به نام"dream on" این آهنگ واقعا زیباست. خیلی حس خوبی به من دست میده وقتی که بهش گوش میدم ..شاید ندونین میگن تو سبک راک چند تا "ballad" هست (یه آهنگ عظیم و حماسی ) ،من شنیدم این آهنگ هم جز اون سری آهنگاست .

متن و ترجمه رو از وبلاگ http://www.streets0fdesire.blogfa.com برداشتم.

 

دانلود آهنگ

 

     هر زمان به اینه نگاه کنم                    Every time I look in the mirror

All these lines on my face getting clearer             تمام خطوط چهره ام صاف تر می شود
The past is gone                                               گذشته گذشته است
It goes by, like dusk to dawn                              همچو گذر از شفق به فلق 

Isn't that the way                                               ایا این معمول نیست
Everybody's got their dues in life to pay               که هر کس سهم خودش را به زندگی ادا کند
 
Yeah, I know nobody knows                               بله..من میدانم که کسی نمی داند
where it comes and where it goes                      از کجا امده به کجا می رود
I know it's everybody's sin                                  میدانم که این گناه همه است
You got to lose to know how to win                   باید از دست بدهی تا بدانی چگونه به دست بیاوری

Half my life                                                      نیمی از عمر من
is in books' written pages                                  در میان صفحات کتابهاست
Lived and learned from fools and                       زندگی کرده ام انان را و از ابلهان و عاقلان اموخته ام
from sages
You know it's true                                           می دانی که این حقیقت دارد
All the things come back to you                        همه چیز به خود تو بر میگردد
 
Sing with me, sing for the year                        با من بخوان ..بخوان برای این سال
Sing for the laughter, sing for the tears           بخوان برای خنده و اشکهایت
Sing with me, if it's just for today                    بخوان با من..حتی اگر برای امروز باشد
Maybe tomorrow, the good lord will take you away     فردا شاید خدای مهربان تو را از من گرفت

Yeah, sing with me, sing for the year               با من بخوان ..بخوان برای این سال
sing for the laughter, sing for the tear              بخوان برای خنده و اشکهایت

sing with me, if it's just for today                     بخوان با من..حتی اگر برای امروز باشد
Maybe tomorrow, the good Lord will take you away         فردا شاید خدای مهربان تو را از من گرفت  

Dream On Dream On Dream On                       به رویا ادامه بده ادامه بده ادامه بده
Dream until your dreams come true                 تا زمانی که رویاهایت به حقیقت بپیوندند
Dream On Dream On Dream On                       به رویا ادامه بده ادامه بده ادامه بده
Dream until your dream comes through             تا زمانی که رویاهایت به حقیقت بپیوندند
Dream On Dream On Dream On                       به رویا ادامه بده ادامه بده ادامه بده
Dream On Dream On                                       ادامه بده ادامه بده
Dream On Dream On                                       ادامه بده ادامه بده

Sing with me, sing for the year                      با من بخوان ..بخوان برای این سال
sing for the laughter, sing for the tear            بخوان برای خنده و اشکهایت
sing with me, if it's just for today                  بخوان با من..حتی اگر برای امروز باشد         
Maybe tomorrow, the good Lord will take you away  فردا شاید خدای مهربان تو را از من گرفت"۲
Sing with me, sing for the year
sing for the laughter, sing for the tear
Sing with me, if it's just for today
Maybe tomorrow, the good Lord will take you away......

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 8:9  توسط علی هارپاک  | 

عباس آباد

چند شب پیش عباس آباد بودم تقریبا ساعت ۱۰ بود با دوستم سر سهند تو پیاده رو وایساده بودیم که یه  دفعه یه پژو (اونم از نوع "آخوندی") اومد تو پیاده رو کم مونده بود دعوت حق رو لبیک بگیم ..بعد ما شاکی شدیم که چرا عین اسب دون کیشوت اومدی پیاده رو ..(پیاده رو اونجا که ما وایساده بودیم عریضه خیابون بهشتی هم شرق به غربه این بابا هم که زیاد با من از نظر سن تفاوت نداشت و بچه  شهرستان بود میخاست  بره شرق یعنی خلاف جهت خیابون ) خیلی ریلکس جواب داد اینجا مگه جای ایستادنه ؟؟ با خودم گفتم هم وطنه دیگه .
 
دیروز هم داشتم ساعت ۱۱ شب میومدم خونه . رسالت سوار ماشین شدم که برم میدون شقایق ..من صندلی پشت وسط نشسته بودم ..راننده هم ی آهنگ که یادم نیست چی بود گذاشته بود ..یهو دیدم سر  گردن هم شهری عزیزی که سمته چپم بود تکون میخوره اول فکر کردم خوب الان تموم میشه سرش و گردنش درد میکنه شاید میخواد قولنج بشکونه ...این تکون خوردن سر همانا و باز شدن دهان (بخودم احترام میزارم نمیگم نیش ) من تا بنا گوش همان .جالب بود میخاست کرایه منم حساب کنه .هموطن!!
 
بازم چند شب پیش که داشتم میومدم خونه سوار یه تاکسی داشتم میشدم که آخرین تاکسی بود . صندلی جلو خالی بود داشتم سوار میشدم که دیدم یه دختر پسره جوون رسیدن .ناگهان" فردینیت" ام گل کرد بهشون گفتم سوار شن من پیاده میرم بعد دور شدم ..پسره انگار تازه یچیزی یادش افتاده باشه گفت آقا ،ما یه نفریم(!) هیچی رفتم سوار شدم .هم وطن !!!؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 7:45  توسط علی هارپاک  | 

richie sambora

متن و ترجمه آهنگ محشر "always" از"bon jovi".  من واقعا این آهنگ و موزیک ویدیو شو دوس دارم خیلی ردیفه .آهنگ فعلی وبلاگ هم هست .ترجمه رو از وبلاگ http://luckyanita.blogspot.com/2009/08/always-bon-jovi.html ورداشتم.
 
This Romeo is bleedin'
But you can't see his blood
It's nothing but some feelings
That this old dog kicked up

It's been rainin' since you left me
Now I'm drownin' in the flood
You see I've always been a fighter
But without you I'll give up

I can't sing a love song
Like the way it's meant to be
I guess I'm not that good anymore
But that's just me

I will love you baby
Always
And I'll be there forever and a day
Always

Now your pictures that you left behind
Are just memories of a different life
Some that made us laugh, some made us cry
One that made you have to say goodbye

What I'd give to run my fingers through your hair
Touch your lips and hold you near
When you say your prayers understand
I've made mistakes, I'm just a man

When he holds you close, he pulls you near
When he says the words you've been needin' to hear
I wish I was him with these words of mine
To say to you till the end of time

That I will love you baby
Always
And I'll be there forever and a day
Always

If you told me to cry for you, I could
If you told me to die for you, I would
Take a look at my face
There's no price I won't pay
To say these words to you

I will love you baby
Always
And I'll be there forever and a day
Always

I'll be there till the stars don't shine
Till the heavens burst and words don't rhyme
And I know when I die you'll be on my mind
And I'll love you always
 
 
این رومئود در حال خون ریزی است
اما تو نمی توانی خونش را ببینی
چیزی به جز برخی احساسات نیست
که به این سگ پیر تلنگر می زند
از وقتی ترکم کردی ، می گریم
و اکنون در سیل غرق می شوم
می دانی که همیشه مبارز بوده ام
اما بی تو تسلیمم
حال نمی توانم ترانه ای عاشقانه
آن چنان که باید باشد ، بسرایم
خب ، حدس می زنم که دیگر به آن خوبی نیستم
ولی عزیزم ، هنوز خودم هستم
و تو را دوست خواهم داشت عزیزم – همیشه
و تا ابد آنجا خواهم بود و یک روز – همیشه
آنجا خواهم بود تا ستاره ها دیگر ندرخشند
تا آسمانها از هم بشکافند
و کلمات هم قافیه نشوند
و می دانم وقتی بمیرم ، در خاطرم خواهی بود
و تو را دوست خواهم داشت – همیشه
اکنون عکس هایی که تو به جا گذاشته ای
تنها خاطراتی از یک زندگی متفاوت اند
برخی ما را به خنده واداشتند و برخی ما را به گریه انداختند
و یکی تو را وادار کرد تا خداحافظی کنی
چه کارها که نخواهم کرد تا با انگشت هایم گیسوان تو را نوازش دهم
لبانت را لمس کنم و تو را در آغوش بگیرم
زمانی که دعا می کنی ، سعی کن متوجه باشی
که من اشتباه کرده ام ، من هم ......
وقتی او تو را در آغوش می گیرد ، تو را به سوی خود می کشد
زمانی که او کلماتی بر زبان می آورد که نیاز به شنیدن آنها داری ،
آرزو می کنم که او بودم چون آن کلمات به من تعلق دارد
تا آخر زمان آنها را به تو بگویم
آری ، تو را دوست خواهم داشت عزیزم ، همیشه
و برای ابد آنجا خواهم بود و یک روز ، همیشه
اگر به من می گفتی برایت گریه کنم
می گریستم
اگر به من می گفتی برایت بمیرم
می مردم
نگاهی به چهره ام کن
هر بهایی را می پردازم
تا این کلمات را به تو بگویم
خب ، دیگر شانسی نمانده
در این تاسهای انداخته شده
اما عزیزم اگر تو یک فرصت دیگر به من بدهی
می توانیم رویاهای قدیمی
و زندگی های قدیمی مان را در کوله باری ببندیم
و جایی را پیدا کنیم که خورشید همچنان می درخشد
و تو را دوست خواهم داشت عزیزم ، همیشه
و تا ابد آنجا خواهم بود و یک روز ، همیشه
آنجا خواهم بود تا ستاره ها دیگر ندرخشند
تا آسمان ها از هم بشکافند
و کلمات هم قافیه نشوند
و می دانم وقتی بمیرم ، در خاطرم خواهی بود
و تو را دوست خواهم داشت ، همیشه
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389ساعت 16:31  توسط علی هارپاک  | 

one night it happend

صبح یک روز بهاری بدون اینکه از خواب پا شم حس بیدار بودن میکنم . ساعت ۸ صبحه ..کلی کار داشتم که قرار بود دیشب انجامش بدم ولی در عوض نشستم فقط آهنگ گوش کردم ..این چیزایی که میگم ممکنه اصلآ نخونه ..اما خودم دلم میخواد که این وبلاگ یه  جوری بعضی وقتا به خودم ربط  پیدا کنه ..امروز شنبه است ..خوب من کاری به اون صورت ندارم فقط چند تا کاره کوچیک.در ضمن "رامین فریور" یکی از دوستان خوبمه که این وبلاگ رو با شعر هاش مزین میکنه . 
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اردیبهشت 1389ساعت 7:57  توسط علی هارپاک  | 

رفته گر

 

می دونی يه شب می آد رُفته گره

می آد و ما رو از اين جا مي بره

می بره ما رو به شهرای قشنگ

می بره به قصه های رنگارنگ

می روبه هر چی غمِ از دلِ ما

می بره ما رو به شهری آشنا

می آدِش رُفته گره جارو به دست

می کِشونه ما رو تا روزِ اَلست

روزِ پيدايشِ آدم همينه

روزی که آدم به دور از زمينه

زمينِ خاکی پر از درد و غمه

معنیِ آدم و آدم ، بس کمه

همه گرد و خاکی اَن روی زمين

رفته گر بيا و اينجا رو ببين

کينه رو جارو بکن از تو سينه

بگو که مرگ هميشه در کمينه

شايد اين مرگ آخرِ قصه باشه

آخرِ قصه ای پر غُصّه باشه

بيا اين غبارو از چشمها بروب

بگو که مرگ می تونه خنده باشه

رفته گر ،روزا، شبا، منتظريم

رفته گر ما رو بروب،که پر از خاک و پر از دردِ سريم.              

 

رامين فريور     در انتظار ناجی...              

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اردیبهشت 1389ساعت 2:59  توسط علی هارپاک  | 

اوهام

پشتِ اين ديوارای خالیِ هر شب

پسری مثلِ من از خودش می ترسه

آخه اونجا همه مردن

سگی تنها داره از سرما می لرزه

دخترِ کبريت فروشِ کوچه ما

می گه کبريت بيشتر از خودش می ارزه

چه تماشايی داره وقتی که طاعون

درِ هر خونَرو با سنگ می کوبه

ُرفته گر می آد و امشب، مارو از اين جا می روبه

مادرم می گه نترسيد، مردنم يکجور غروبه........

 

 

رامين فريور   کاشکی کسی

می فهميد دنيای عجيبِ درونِ مرا

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اردیبهشت 1389ساعت 1:50  توسط علی هارپاک  | 

فروغ فرخزاد

تناسخ. دین میگه امکان پذیر نیست اما عقل میگه تو این جهان همه چی امکان پذیره ..گاهی اوقات یه اتفاقایی میوفته واسمون که انگار قبلا واسمون پیش اومده ..اینو اهله دین میگن که تو عالم زر دیدیم ..این حالا هیچی اما گاهی اوقات برای من پیش اومده که یه سری چیزا رو دیدم اما اصلان یادم نیست کی و کجا مثلا تو یک کوچه  قدیمی دارم زندگی میکنم تو یه خونه قدیمی ۲ طبقه ..طبقه دوم که من زندگی میکنم یه پنجره بزرگ رو به کوچه باز میشه همسایه های روبه رو حیاتشون دیده میشه که یه سری گل صورتی روی دیوار هاشون رشد کرده داخل اتاق یه پیانو هست ..و یه زن ..این دیگه خیلی گیجم کرده ..یه زن چشم ابرو مشکی زیبا .با لبخندی بسیار ملیح.شاید این شروع دیوانگیه .نمیدونم .انقدر این صحنه واسم واقعیه حتا میتونم عطر گل هارو هم تشخیص بدم .به یکی گفتم که فک میکنم قبلا وجود داشتم بهم خندید گفت تو اسلام اصلآ هم چین چیزی نیست . بعد گفت اگه تو به این باور پیدا کنی کافر هستی .
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اردیبهشت 1389ساعت 0:24  توسط علی هارپاک  | 

baabel

آغازه بدبختی همه ما برمیگرده به ۱۴۰۰ سال پیش زمانی که لشگره اسلام به مملکتمون حمله کرد .همه میگن که این خیلی به نفع ما بوده که این سپاه به ما حمله کرده (این نظرو دوستان ۳۰ سالمون میگن ) اما هیچ کس نمیگه که به چه حقی سپاهه اسلام حمله کرد به ایران فقط به خاطر پاره کردن یه نامه؟؟هرکسی هم جای خسرو پرویز بود این کارو میکرد منم بودم این کار میکردم .یه نامه از یه جای دور میاد واست بعد تو هم میدونی اهالی اون سرزمین که نامه برات اومده یه مشت تمساح خوار هستن معلومه که نامه رو پاره میکنی؟؟ یه نامه بی نام و نشونو .بعد سر این کار پیامبر اسلام نفرین کرده ما رو. که این نفرین هنوزم که  هنوزه شامله ما میشه .
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اردیبهشت 1389ساعت 19:37  توسط علی هارپاک  | 

the police

آهنگ زیبای " shape of my heart " از " sting " که موسیقی فیلم "لئون" هم هست.متن و ترجمه رو از وبلاگ :http://hottranslatedlyrics.blogfa.com برداشتم.

He deals the cards as a meditation

اون با ورقاش با اندیشه و تفکر بازی می کرد
And those he plays never suspect

و کسایی که باهاش بازی می کردن هیچوقت بهش مظنون نمیشدن
He doesn't play for the money he wins

اون بخاطر پول بازی نمیکرد
He doesn't play for the respect

اون برای افتخار و احترام بازی نمیکرد


He deals the cards to find the answer

اون ورق میریخت تا جوابی برای سوالاتش پیدا کنه
The sacred geometry of chance

برای بدست آوردن شانسهای مقدسش

The hidden law of probable outcome

برای قوانین مخفی پیشامدهای احتمالی
The numbers lead a dance

اعداد به چشم اون میرقصیدند

I know that the spades are the swords of a soldier

میدونم که "خالهای پیک" شمشیرهایی هستن برای سربازان
I know that the clubs are weapons of war

میدونم که "خال گیشنیز" اسلحه ای برای جنگه
I know that diamonds mean money for this art

میدونم که اون "خالهای خشت" برای این جادو حکم سرمایه هستن
But that's not the shape of my heart

اما قلب من به این شکل نیست

He may play the jack of diamonds

اون ممکنه که با سرباز خشت بازی کنه
He may lay the queen of spades

ممکنه با بی بی پیک بازی کنه
He may conceal a king in his hand

ممکنه شاهی رو تو دستش پنهان کنه
While the memory of it fades

تا از یاد همه بره-که چنین ورقی تو دستشه

I know that the spades are the swords of a soldier

میدونم که "خالهای پیک" شمشیرهایی هستن برای سربازان
I know that the clubs are weapons of war

میدونم که "خال گیشنیز" اسلحه ای برای جنگه
I know that diamonds mean money for this art

میدونم که اون "خالهای خشت" برای این جادو حکم سرمایه هستن
But that's not the shape of my heart

اما قلب من به این شکل نیست
That's not the shape, the shape of my heart

اما قلب من به این شکل نیست

And if I told you that I loved you

اگه بهت میگفتم که عاشقتم
You'd maybe think there's something wrong

ممکن بود فکر کنی که مشکلی وجود داره
I'm not a man of too many faces

من از اون دسته مردها نیستم که چندین ماسک به صورت زده باشم
The mask I wear is one

من تنها یک ماسک به صورتم زدم-باهات یک رنگم


Those who speak know nothing

اونایی که زیاد حرف میزنن، از هیچ چیز سر در نمیارن
And find out to their cost

و به بهاشون پی میبرن
Like those who curse their luck in too many places

درست مثل کسایی که رو همه چیز شرط بندی می کنن و
And those who fear are lost

کسایی که بخاطر ترس شکست می خورن

I know that the spades are the swords of a soldier

میدونم که "خالهای پیک" شمشیرهایی هستن برای سربازان
I know that the clubs are weapons of war

میدونم که "خال گیشنیز" اسلحه ای برای جنگه
I know that diamonds mean money for this art

میدونم که اون "خالهای خشت" برای این جادو حکم سرمایه هستن
But that's not the shape of my heart

اما قلب من به این شکل نیست
That's not the shape, the shape of my heart

اما قلب من به این شکل نیست

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 19:21  توسط علی هارپاک  | 

do they know its christmas??

آهنگ " we are the world " که سال 1985 توسط مایکل جکسون و لایونل ریچی ساخته شد و توسط بزرگان موسیقی آن زمان خونده شد..این گروه به عنوان "USA fir Africa" گرد هم اومدند و برای رهایی از فقر و بدبختی این آهنگ رو اجرا کردن..متن و ترجمه رو از وبلاگ :http://www.kingofpopmj.blogfa.comبرداشتم.

here comes a time

when we heed a certain call

When the world must come together as one

There are people dying

and its time to lend a hand to life

There greatest gift of all

 

We cant go on pretending day by day

That someone, somewhere will soon make a change

We are all a part of Gods great big family

And the truth, you know

Love is all we need

 

[Chorus]

We are the world

we are the children

We are the ones who make a brighter day

So lets start giving

Theres a choice we're making

We're saving out own lives

its true we'll make a better day

Just you and me

 

Send them your heart so they'll know that someone cares

And their lives will be stronger and free

As God has shown us by turning stones to bread

So we all must lend a helping hand

 

[Chorus]

We are the world

we are the children

We are the ones who make a brighter day

So lets start giving

Theres a choice we're making

We're saving out own lives

its true we'll make a better day

Just you and me

 

When you're down and out, there seems no hope at all

But if you just believe theres no way we can fall

Let us realize that a change can only come

When we stand together as one

 

[Chorus]

We are the world

we are the children

We are the ones who make a brighter day

So lets start giving

Theres a choice we're making

We're saving out own lives

its true we'll make a better day

Just you and me

***

ما همه جهانيم

زمان آن رسيده

زماني كه بايد به اين پيام مهم گوش بسپاريم

زماني كه جهان بايد متحد شود

مردمي در حال مرگ هستند

و زمان آن رسيده كه كمك كنيم تا زنده بمانند

اين بزرگترين هديه به آنهاست

 

نمي توانيم هر روز بهانه بياوريم

كه شرايط هركس، در هركجا به زودي تغيير خواهد كرد

همه ما بخشي از خانواده بزرگ خداوند هستيم

و اين حقيقتي است كه تو ازآن آگاهي

عشق تنها چيزي است كه به آن نياز داريم

 

ما همه جهان هستيم

ما همه كودكان هستيم

ما همان كساني هستيم كه روز روشن تري را مي سازيم

پس بگذار آغاز به بخشيدن كنيم

ما تنها يك راه داريم

كه زندگي مان را نجات دهيم

اين حقيقت دارد كه ما روز بهتري را خواهيم ساخت

تنها تو و من

 

به قلبت بگو كه آنها مي دانند چگونه از هم مراقبت كنند

و زندگي آنها بهتر و آسان تر خواهد شد

همانگونه كه خدا به ما نشان داد چگونه از هسته ميوه، نان درست كنيم

همه ما نيز بايد دست ياري بدهيم

 

ما همه جهان هستيم

ما همه كودكان هستيم

ما همان كساني هستيم كه روز روشن تري را مي سازيم

پس بگذار آغاز به بخشيدن كنيم

ما تنها يك راه داريم

كه زندگي مان را نجات دهيم

اين حقيقت دارد كه ما روز بهتري را خواهيم ساخت

تنها تو و من

 

 

گاهي اوقات تو بي قراري ، حس مي كني كه هيچ اميدي نداري

اما اگر باورداشته باشي كه هيچ راهي نيست، ما شكست مي خوريم

بگذار كه اين تغيير حقيقت پيدا كند

زماني كه با هم يكي مي شويم

 

ما همه جهان هستيم

ما همه كودكان هستيم

ما همان كساني هستيم كه روز روشن تري را مي سازيم

پس بگذار آغاز به بخشيدن كنيم

ما تنها يك راه داريم

كه زندگي مان را نجات دهيم

اين حقيقت دارد كه ما روز بهتري را خواهيم ساخت

تنها تو و من

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 2:0  توسط علی هارپاک  |