مرد تنها
همه شب در این امیدم که گداز نامیرا * به پیام آتش افروز بنوازد آشنا را
مترو پلیس
از بی تو بودن خسته ام
از غربت و درد
از دل تنگی،از همه چیز
خسته ام
میروم از این سراب
به سوی تو
و این نزدیک است..
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 1:14 توسط علی هارپاک |
I sometimes wish Id never been born at all
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
تیر ۱۳۹۰
مهر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸
BLOGFA.COM