صبح یک روز بهاری بدون اینکه از خواب پا شم حس بیدار بودن میکنم . ساعت ۸ صبحه ..کلی کار داشتم که قرار بود دیشب انجامش بدم ولی در عوض نشستم فقط آهنگ گوش کردم ..این چیزایی که میگم ممکنه اصلآ نخونه ..اما خودم دلم میخواد که این وبلاگ یه  جوری بعضی وقتا به خودم ربط  پیدا کنه ..امروز شنبه است ..خوب من کاری به اون صورت ندارم فقط چند تا کاره کوچیک.در ضمن "رامین فریور" یکی از دوستان خوبمه که این وبلاگ رو با شعر هاش مزین میکنه .