خمیازه ی مرد عرب
شاپرک درگیر با شاخ طرب
چشمان خیس و غمگسار
بوسه بر لب های یار
لحظه ی تحویل سال
مرد رند ، نیکو خصال
یاد لمس دست او
چشمان ماه و مست او
عشقش گریبانش گرفت
مشقْ دفترش آتش گرفت
عرب مجرم شناختش ولی
گناهش را شمردند، شد تلی
سرونازان ،عطر گلهای  بهار
پایان نیک قصه ها ،پرواز روح،چوبه دار